.: خانه .:. بايگاني .:. پست فرنگي :.

ديوانه چو ديوانه ببيند خوشش آيد

 

.: mahsa :.

پنجشنبه ۱۱ اسفند ،۱۳۸٤

 
 

ديشب بعد از مدت ها ستاره اومد.چقدر دلم براش تنگ شده بود.چقدر منتظر شنيدن حرفاش بودم.می گفت:

بعضی آدما مثل درخت می مونن،همه ی وجودشون مثل دستاييه برای بالا بردن تو، تا جايی که ظرفيتشو داشته باشي...

بعضی آدما مثل صخره های کنار ساحل می مونن،وقتی می خوای بری به طرفشون با يه ضربه برت می گردونن سر جات يا اگه بهشون برسی انقدر ليزن که نمی تونی خودتو نگه داری...

بعضی آدما مثل کوهند،آروم آروم سعی می کنی که بهشون نزديک بشی،تا يه جايی که پيش می ری يا متقاعدت می کنن که راه رفته رو برگردی يا مشتاقترت می کنن که پيش بری،شايدم به قله برسی...

چقدر زود رفت.وقتی بهش گفتم بمون،خنديد و گفت:

کی بود که می گفت يکی منو از دست اين ستاره نجات بده؟!

بايد برم...

 
 

E&S&m توسط :.

.: خانه .:. بايگاني .:. پست فرنگي :.

Desigen by Pedram