shayesteh

هل زدن برای گذشتن از چراغی که به زودی قرمز خواهد شد

تنازع برای بقا

و ثانيه هايی که گذشتشان حرص مرا در می آورد

و نخوانده ها يی که بايد خوانده شوند

و عذاب وجدانی که هميشه هست

و اتاقی که بيهودگيش را نمی فهمی

و قتت را هدر نده

اينجا کسی نيست

همه می خواهند که تو نباشی آن طور که هستی و آن طور که فکر می کنی

بايد رفت...

 

/ 4 نظر / 2 بازدید
m.a

شايد بهتر باشه بگی همه می خواهند که خودشان باشند و فقط تفکر خودشان وجود داشته باشد و فقط خودشان را درست می دانند. مثل من يا حتی مثل تو!

a_t

حتی اگه همه بخوان , خودمون ....

paye

شايد همه نخوان ، ولی چون يه سری تظاهر می کنن ، به این سادگیا هم نمیشه ...

همقدم

دیوانه در بند قرمزی چراغ نیست و نخوانده هایی که باید اما نشاید و اگر شاید ((جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد))بر دار ...و روزی ما با رازهایمان با دردمان تنها بودیم و امروز بر دنیا عیانش کرده ایم،من امروز به مرموزی متهم ام و فردا که تبرئه شوم تو را به جرم مرموزی به سلولی خواهند انداخت ، وقتت را هدر نده اینجا کسی هست که از درد می خواهد برود باید رفت ...